رفتن به محتوای اصلی

The Story of Eloria

داستان الوریا

این افسانهٔ مادر، ریشهٔ جهان الوریا و نقطهٔ اتصال تمام افسانه‌های پنهان محصولات است.

The Mother Legend

افسانهٔ کهن الوریا؛ هفت نگهبان و پیمان نخستین

در آغاز زمان، پیش از آن‌که انسان‌ها داستان‌های خود را روی کاغذ بنویسند، سرزمینی میان جهان انسان‌ها و قلمرو رویاها وجود داشت؛ سرزمینی پنهان میان مه‌های جاودان که بعدها الوریا نام گرفت.

در قلب آن، درخت خاطره‌ها ریشه داشت؛ ریشه‌هایش در نخستین خاک جهان و شاخه‌هایش میان ستارگان بود. بر برگ‌های آن خاطرات تمام موجودات نوشته می‌شد: داستان پادشاهان، آواز کودکان، عشق‌ها، شکست‌ها و امیدهای انسان‌ها.

روزی سایهٔ بی‌نام از دل فراموشی برخاست تا همهٔ خاطرات جهان را پاک کند. او به درخت خاطره‌ها تاخت و هفت شاخهٔ اصلی آن را شکست: راز، رویا، میراث، زندگی، هنر، خرد و آزادی.

در آخرین لحظه، نگهبان نخستین هفت انسان شایسته را فراخواند و نیروی هر شاخه را به آنان سپرد. آن هفت تن دست بر ریشه‌های درخت گذاشتند و پیمان بستند: «تا زمانی که یک انسان داستانی برای گفتن و یک قلب امیدی برای نگه داشتن داشته باشد، الوریا هرگز نخواهد مرد.» از آن شب هفت نور در آسمان پدیدار شد؛ اما کتاب‌های ممنوعه هشدار می‌دهند که سایهٔ بی‌نام بازخواهد گشت و هفت نگهبان باید آخرین خاطرهٔ جهان را نجات دهند.

The Seven Guardians

هفت شاخه، هفت نگهبان

راز، رویا، میراث، زندگی، هنر، خرد و آزادی؛ هر نگهبان، پاسدار یکی از شاخه‌های درخت خاطره‌هاست.

افسانه‌های پنهان محصولات

هر محصول یک افسانهٔ یکتا دارد؛ داستانی مستقل که زیر پرچم یکی از هفت نگهبان ثبت می‌شود.

دربارهٔ رسمی برند

برای آشنایی با نگاه طراحی، متریال و شیوهٔ انتخاب زیورهای دست‌ساز الوریا، بخش درباره ما را ببینید.